تبلیغات
مدیریت ورزشی - اوباشگری فوتبال در انگلستان در حد فاصل دو جنگ جهانی

مدیریت ورزشی
برنامه ریزی آوردن آینده به زمان حال است

 

دکتر قاسم رحیمی 

سید محمد جواد رضوی - دانشجوی کارشناسی ارشد رشته تربیت بدنی  دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان

اوباشگری از سالیان گذشته در فوتبال انگلستان وجود داشته و از اواخر قرن نوزدهم به بعدبعنوان یك پدیده رایج مشاهده شده است. با این حال پس از پایان جنگ جهانی اول حوادث مربوط به اغتشاشات جمعی و اوباشگری كاهش پیدا كرد و تا جنگ جهانی دوم نوعی آرامش و نظم در مسابقات فوتبال حاكم شد. هدف این پژوهش بررسی دوره حد فاصل دو جنگ جهانی و بررسی نظریه های ارائه شده برای توضیح این آرامش ظاهری در میان تماشاگران مسابقات فوتبال میباشد.

مقدمه

قبل از معرفی فوتبال در نیمه دوم قرن نوزدهم به عنوان یك بازی منظم وحرفه ای این ورزش در وافع نوعی بازی وحشیانه تلقی می شد كه تعداد زیادی بازیكن بدون تبعیت از هیچگونه قوانین و مقررات در آن شركت میكردند و اغلب موجب خشونتهای اجتماعی میگردید. با اینكه قانونمند كردن فوتبال و تاسیس اتحادیه فوتبال در سال 1863 نوعی نظم و انضباط را برای این بازی به همراه آورد ، اما بی نظمی تماشاچیان بعنوان یك پدیده چشمگیر در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم به قوت خود باقی ماند. هرچند پس از پایان جنگ جهانی اول در سال 1918 وقوع بی نظمی های تماشاچیان و اوباشگری كاهش پیدا نمود و منجر به ایجاد دوره ای از آرامش و رفتار همراه با نظم گردید كه تا شروع جنگ جهانی  دوم در سال 1939 تداوم یافت(دانینگ و همكاران 1993) . بریتانیا بعد از جنگ مجدداً شاهد اغتشاشات تماشاچیان و بروز مجدد بی نظمی بود كه تا كنون نیز ادامه داشته است (اسلیپ 1998).

بنابراین هدف از این مقاله عبارت از تمركز بر دوره بین دو جنگ جهانی و بررسی نظریه های ارائه شده برای توصیف این آرامش ظاهری در میان تماشاچیان فوتبال میباشد. در ابتدا مسائل مربوط به تركیب اجتماعی تماشاچیان مورد بحث قرار میگرد. سپس نحوه گزارش اغتشاشات اجتماعی از سوی مقامات و رسانه ها مورد بررسی قرار میگرد. و در پایان نحوه برخورد با رفتارهای غیر قانونی از سوی جناح های مختلف مورد توجه قرار خواهد گرفت.

از سوی جامعه شناسان تلفیق مناسب طبقه كارگر و طبقه متوسط و قابل احترام جامعه بعنوان دلیل اصلی رفتار مناسب و مدنی تماشاگران فوتبال در طی سالهای بین دو جنگ جهانی معرفی شده است (دانینگ و همكاران 1988،مگوری 1986، مورفی و همكاران 1990) . این نظریه عنوان مینماید كه درحد فاصل سالهای بین دو جنگ جهانی اول و دوم طبقه كارگر تمایل زیاد میداشت تا بعنوان اعضای طبقه بالاتر تلقی شوند و به همین دلیل توانستند در اجتماعات بزرگ بدون ایجاد اغتشاش حاضر شده و با دیگران تقابل داشته باشند.

 

اوباشگری از سالیان گذشته در فوتبال انگلستان وجود داشته و از اواخر قرن نوزدهم به بعدبعنوان یك پدیده رایج مشاهده شده است. با این حال پس از پایان جنگ جهانی اول حوادث مربوط به اغتشاشات جمعی و اوباشگری كاهش پیدا كرد و تا جنگ جهانی دوم نوعی آرامش و نظم در مسابقات فوتبال حاكم شد. هدف این پژوهش بررسی دوره حد فاصل دو جنگ جهانی و بررسی نظریه های ارائه شده برای توضیح این آرامش ظاهری در میان تماشاگران مسابقات فوتبال میباشد.

مقدمه

قبل از معرفی فوتبال در نیمه دوم قرن نوزدهم به عنوان یك بازی منظم وحرفه ای این ورزش در وافع نوعی بازی وحشیانه تلقی می شد كه تعداد زیادی بازیكن بدون تبعیت از هیچگونه قوانین و مقررات در آن شركت میكردند و اغلب موجب خشونتهای اجتماعی میگردید. با اینكه قانونمند كردن فوتبال و تاسیس اتحادیه فوتبال در سال 1863 نوعی نظم و انضباط را برای این بازی به همراه آورد ، اما بی نظمی تماشاچیان بعنوان یك پدیده چشمگیر در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم به قوت خود باقی ماند. هرچند پس از پایان جنگ جهانی اول در سال 1918 وقوع بی نظمی های تماشاچیان و اوباشگری كاهش پیدا نمود و منجر به ایجاد دوره ای از آرامش و رفتار همراه با نظم گردید كه تا شروع جنگ جهانی  دوم در سال 1939 تداوم یافت(دانینگ و همكاران 1993) . بریتانیا بعد از جنگ مجدداً شاهد اغتشاشات تماشاچیان و بروز مجدد بی نظمی بود كه تا كنون نیز ادامه داشته است (اسلیپ 1998).

بنابراین هدف از این مقاله عبارت از تمركز بر دوره بین دو جنگ جهانی و بررسی نظریه های ارائه شده برای توصیف این آرامش ظاهری در میان تماشاچیان فوتبال میباشد. در ابتدا مسائل مربوط به تركیب اجتماعی تماشاچیان مورد بحث قرار میگرد. سپس نحوه گزارش اغتشاشات اجتماعی از سوی مقامات و رسانه ها مورد بررسی قرار میگرد. و در پایان نحوه برخورد با رفتارهای غیر قانونی از سوی جناح های مختلف مورد توجه قرار خواهد گرفت.

از سوی جامعه شناسان تلفیق مناسب طبقه كارگر و طبقه متوسط و قابل احترام جامعه بعنوان دلیل اصلی رفتار مناسب و مدنی تماشاگران فوتبال در طی سالهای بین دو جنگ جهانی معرفی شده است (دانینگ و همكاران 1988،مگوری 1986، مورفی و همكاران 1990) . این نظریه عنوان مینماید كه درحد فاصل سالهای بین دو جنگ جهانی اول و دوم طبقه كارگر تمایل زیاد میداشت تا بعنوان اعضای طبقه بالاتر تلقی شوند و به همین دلیل توانستند در اجتماعات بزرگ بدون ایجاد اغتشاش حاضر شده و با دیگران تقابل داشته باشند.

 

 

مگوری(1986) عنوان میكند كه انجمن فوتبال بر این عقیده بودكه فوتبال از قابلیت خاصی برای ایجاد رفتار مدنی و توام با نظم در میان طبقه كارگر و بخصوص در اوضاع اجتماعی نامناسب

 

برخوردار است . بعنوان مثال در طی اعتصاب عمومی سال 1926 انجمن فوتبال این گونه استدلال مینمود كه بازی فوتبال میتواند در شرایط بی ثباتی موجود در اوضاع صنعتی كشور سودمند و مفید واقع شود(مگوری 1986 صفحه 230).

نظریه اصلی دیگری كه در خصوص ساختار طبقه كارگر ارائه شده این بود كه تماشای فوتبال به دلیل حضور گسترده طبقه متوسط جامعه در مسابقات فوتبال از محبوبیت روز افزونی برخوردار شده بود. والوین (1986) و بخصوص ماسون (1979) به حضور طیفهای مختلف جامعه در مسابقات فوتبال در طی سالهای بین دو جنگ جهانی اشاره نموده اند. این موضوع بسیار قابل توجه میباشد. چون قبل از جنگ جهانی اول افراد طبقه متوسط بطور عمده به تماشای مسابقات راگبی میرفتند. (لورسون 1995).

حضور زنان در مسابقات فوتبال نیز نشان داد كه بافت جمعیتی تماشاگران فوتبال به سوی طبقه متوسط گرایش پیدا كرده است (هیوارد 1995) .

شواهد حاكی از آن است كه زنان حاضر در مسابقات فوتبال در طی سالهای بین دو جنگ جهانی به طبقه متوسط جامعه تعلق داشتند و زنان طبقه كارگر ، زمان محدود فراغت خود را صرف حضور در میادین ورزشی نمیكردند .(جونز 1992).

با اینكه با توجه به عدم وجود اطلاعات مكتوب(هالت 1990) نكات بیشتری در خصوص تركیب خاص جمعیت تماشاگران در طی سالهای بین دو جنگ جهانی قابل دسترسی نمیباشد ، اما میتوان میزان سازمان یافتگی تماشاگران را مورد توجه قرارداد. در خصوص محل و چگونگی تماشای فوتبال توسط علاقمندان به این رشته در طی دهه 1920 و 1930 عامل توان پرداخت نقش تعیین كننده ای داشته و طبقه اجتماعی چندان دخالتی در این زمینه نداشته است. نتیجه ای كه در وهله اول قابل مشاهده بود تفكیك فیزیكی ناشی از قیمتها بود و استفاده از جایگاه مجهز به صندلی و سایبان مستلزم پرداخت قیمت بالاتر بود. هارگریوز(1986) عنوان نمود كه این نوع تفكیك در واقع نوعی تفاوت گذاری ضروری از نظر موقعیت اجتماعی موجود در جامعه میباشد.استدلال این است كه سلسله مراتب اجتماعی قابل رویت كه تا حدود زیادی در اواخر قرن نوزدهم در فوتبال مشاهده میشد ، بایستی مجدداً و بخصوص از سوی خرده بورژواها تعریف می شد تا آنها بتوانند وضعیت و جایگاه اجتماعی جدید خود را تثبیت نموده و معرفی كنند. هر چند كه روش جدید تفكیك به نوعی باعث آرام كردن و منظم نمودن تماشاچیان شد اما هاچنیرن (1982) عنوان مینماید كه بطور قطع وجود عوامل فیزیكی مانند حصار و نرده تا حد زیادی در ایجاد چنین نظمی موثر بوده است.

 

 

 

 

 

 

گزارش اغتشاشات و بی نظمی های تماشاگران :

برای بررسی نحوه گزارش اغتشاشات و بی نظمی های تماشاگران در طی سالهای بین دو جنگ جهانی بطور عمده یادداشت های انجمن فوتبال و گزارش رسانه ها مورد بررسی قرارگرفت. در طی سالهای بین دو جنگ جهانی یاداشتهای انجمن فوتبال حاكی از نوعی

كاهش قابل توجه در اوباشگری داشته است (دانینگ و همكاران 1988) . بین سالهای 1921و1939 بطور كل هفتاد و یك مورد بد رفتاری از سوی تماشاچیان توسط انجمن فوتبال گزارش شده است (بطور میانگین كمتر از چهار مورد در هر فصل) علاوه بر این بین سالهای 1930 و 1934 فقط پنج مورد مشاهده گردید كه هیچ یك منجر به منحل شدن مسابقه نشد(منحل شدن مسابقه تنبیه معمول از سوی انجمن فوتبال پس از وقوع بی نظمی بوده است) . به طور كلی در طی 20 سال پس از جنگ جهانی اول فقط هشت مورد انحلال مسابقه مشاهده شد در حالیكه شواهد حاكی از این است كه این رقم در سالهای قبل تا 46 مورد نیز بوده است. آمارهای پس از جنگ نشان میدهند كه وقوع بی نظمی ها بطور ثابت افزایش یافته و به بیش از بیست و پنج مورد در هر فصل رسیده است (دانینگ و همكاران 1988 صفحه 134) . شاید میتوان فرض نمود كه انجمن فوتبال در طی سالهای بین دو جنگ جهانی برخورد ملایم تری با بی نظمی ها داشته است تا شاید بتواند فوتبال را بعنوان یك ورزش قابل احترام معرفی نماید. در هر صورت بایستی گفت كه وقایع ثبت شده بسیار سطحی و ناقص بوده اند ( دانینگ و همكاران 1988).

براساس نظر مورفی و همكاران (1990) رسانه ها نیز در طی سالهای بین دو جنگ جهانی گزارش كم و محدودی از بی نظمی ها ارائه داده اند  . هر چند كه این موضوع ارتباط چندانی به افزایش و بهبود رفتار مدنی نداشته و بیشتر تحت فشارهایی بوده كه به سردبیران نشریات و رسانه ها وارد می شده است. چون دهه 1920 و 1930 فصل نوینی از مصرف گرایی بوده و تبلیغات بعنوان روش درآمد روزنامه ها مورد توجه روز افزون بوده است. در نتیجه سرفصل خبرها با حروف درشت تر چاپ می شد و عكس های بیشتری نیز مورد استفاده قرار می گرفت . همانطور كه مورفی و همكاران او (1990 صفحه 110) خاطر نشان میكنند (( به واسطه دو عامل محدود كننده كمبود جا و اشتیاق روز افزون برای ارائه جذاب تر مطالب ، سردبیران حساسیت بیشتری در خصصو ارزش خبری و گزیده گویی به خرج می دادند.)) بنابراین چون اوباشگری در فوتبال در آن زمان بعنوان یك مشكل و معضل اجتماعی تلقی نمی شد، بنابراین از سوی خوانندگان روزنامه توجه كمی به این موضوع معطوف می شده یا اصلاً مورد توجه قرار نمیگرفته است.

 

 

 

 

 

برخورد با رفتار غیر قانون مدار

بر اساس نظر ویلیامز و همكاران (1991) ؛ ((الگوهای تماشای فوتبال در این دوره حاكی از وجود خودكنترلی و نظم داخلی در بین تماشاچیان فوتبال میباشد. در حالیكه در طی 20 سال بعد و بخصوص در طی سالهای اولیه قرن چنین چیزی مشاهده نمی شود)) ؛  (ویلیامز و همكاران 1991 صفحه 164)

ماگوری (1986) نیز با اشاره به بعضی از یادداشت های انجمن فوتبال كه در دهه 1920 تهیه شده و نشان می دهد كه تماشاگران نوعی خود كنترلی و مساعدت در كنترل تماشاگران دیگر را اعمال می نمودند و به نوعی رفتارهای مجاز را مشخص میكردند. ماگوری(1986 صفحه 230) عنوان میكند كه ((تلاش برای افزایش خودكنترلی و افزایش توافق بر سر رفتارهای مجاز به خوبی حاكی از همكاری طبقه متوسط جامعه برای تحمیل ارزش های خود به كل بدنه جامعه می باشد)).

هر چند كه وقتی روش خودكنترلی با شكست مواجه شد پلیس متوسط به قانون و نظم شد و والوین (1986) خاطر نشان میكند كه روشهای سخت گیرانه در طی سالهای بین دو جنگ جهانی اعمال شد. این موضوع باعث میشود تا چند سوال اساسی مطرح گردد. اول اینكه آیا پلیس در صورت مشاهده جمعیتی كه دیگر قابل كنترل نبودند اقدام به دخالت می نمود ؟ دوم اینكه آیا اعمال چنین روشهایی باعث تغییر در خط مشی پلیس در طی سالهای بین دو جنگ جهانی شد ؟ و سوم اینكه آیا استفاده از این اقدامات منجر به كاهش اغتشاشات و بی نظمی ها شد ؟

همانطور كه در مقدمه گفتیم بی نظمی اجتماعی همیشه وجود داشته و شواهد كمی مبنی بر عدم توجه كافی از سوی پلیس وجود دارد. اوباشگری قبلاً بعنوان یك پدیده اجتماعی مطرح نبوده است. هر چند كه منطقی تر این است كه بگوییم روشهای موثر تر كنترل جمعیت كه توسط والوین( 1986) مطرح شده است . بطور عمده به امنیت فردی مربوط بوده و ارتباط چندانی با مقابله با خشونت نداشته است. در مورد تاثیر گذاری اقدام پلیس در توقف اغتشاش تردید وجود دارد هر چند كه حضور پلیس میتوانسته موثر و مفید باشد چرا كه در سالهای بین دو جنگ جهانی رابطه پلیس و عموم مردم در بهترین حالت قرار داشته است. (رامیرز 1985).

روابط بین هوادارن و باشگاهها نیز در بین سالهای 1919 و 1939 بهتر از همیشه بوده اس. تایلو (1971) عنوان میكند كه این موضوع بر اساس در ك و تصور موجود از پیش زمینه فرهنگی طبقه كارگر در خصوص احتمال ایجاد مشكل استوار است.

 نظریه تایلور با عنوان (( دمكراسی مشاركتی)) عنوان مینماید كه (( در سالهای بین دو جنگ جهانی این توهم وجود داشته كه تفوق بر آینده باشگاه و بخصوص بر احتمال پیروزی بستگی به مدیریت، گردانندگان ، بازیكنان و پیش زمینه فرهنگی دارد و همه این موارد در واقعی به نوعی مبهم با طبقه كارگر منطقه مربوط مرتبط بود .  (تایلور 1971 صفحه 362)

 

 

بایستی به خاطر داشته باشیم كه گردانندگان باشگاه عمدتاً از طبقه متوسط بودند و تنها نقطه اشتراك آنها با طبقه كارگر در بحث تماشای فوتبال خلاصه می شد. پس از جنگ جهانی دوم با حرفه ای شدن فوتبال و ورود پول به آن اوباشگری به صورت متناوب و آشكار مشاهده شد كه در واقع بعنوان واكنش طبقه كارگر به عدم مشاركت در مسیر جدید فوتبال مورد توجه قرار گرفت (تایلور 1971)

كلارك (1978) نیز عقیده دارد كه پس از حرفه ای شدن فوتبال و تغییر وضعیت اجتماعی جوانان متعلق به طبقه كارگر باعث شد تا رابطه بین اعضای جامعه (كه در سالهای قبل از جنگ در میان طبقه كارگر قوی تر بود ) سست شود.

در نتیجه همانطور كه كلارك (1978 صفحه 25) عنوان میكند ((پسران طبقه كارگر قبل از جنگ جهانی دوم معمولاً همراه پدران ، دایی ها ، برادران بزرگ تر یا همسایگان خود به تماشای فوتبال میرفتند و در این حالت رفتار آنها بطور نسبی تحت كنترل موثر قرار داشت )) جوانان طبقه كارگر كه  بیشترین در گیریها را در اوباشگری فوتبال داشتند، به این ترتیب تحت كنترل قرار داشتند كه البته این كنترل در بعضی سالهای بین دو جنگ جهانی وجود نداشت . پس از این دوره بود كه جوانان طبقه كارگر بصورت گروه همسالان و در حالی كه كنترل موثر بزرگترها بر روی آنها وجود نداشت به مسابقات فوتبال می رفتند.

به طور خلاصه پس از بررسی نظریه های مطرح شده كه آرامش ظاهری بین تماشاگران فوتبال را در طی سالهای بین دو جنگ جهانی توضیح میدهند مشخص شده كه نمیتوان بطور قطع در خصوص صحت یك نظریه خاص تصریح نمود. تقش متقابل عوامی متعدد اجتماعی همانند نظریه (( نظارت خانواده )) كه از سوی كلارك در سال 1978 مطرح شده است همراه با تمایل كلی كلیه طرفین ذینفع برای اعمال قانونهای موثر میتواند توضیح مناسب تری برای این موضوع باشد.

 

منابع:

  1. Bale, J. (1993)   Sport, Space and the City. London: Routledge.
  2. Clarke, J. (1978) Football and Working Class Fans: Tradition and Change. In Ingham, R. (Ed.) Football Hooliganism. London: Inter-Action.
  3. Dunning, E., Murphy, P., Willaims, J. (1988) The Roots of Football Hooliganism. London: Routledge.
  4. Dunning, E., Maguire, J., Pearton, R. (Eds.) (1993) The Sports Process. Leeds: Human Kinetics.
  5. Hargreaves, J. (1986) Sport, Power and Culture. Cambridge: Polity Press.
  6. Hayward, T. (1995) Women and Football Factsheet: A History of Female Football Fans. Leicester: Leicester University.
  7. Holt, R. (1990) Sport and the British. Oxford: Clarendon Press.
  8. Hutchinson, J. (1982) The Football Industry. Glasgow: RD.
  9. Jones, S (1992) Sport, Politics and the Working Class. Manchester: Manchester University Press.
  10. Lowerson, J. (1995) Sport and the English Middle Classes 1870 - 1914. Manchester:

 

  1. Manchester University Press.
  2. Maguire, J. (1986) 'The Emergence of Football Spectating as a Social Problem 1880 - 1985: A Figurational and Developmental Perspective'. Sociology of Sport Journal, Volume 3, (pp.217-244).
  3. Mason, A. (1979) Association football and English Society 1863 - 1915. Sussex: Harvester Press.
  4. Murphy, P., Williams, J., Dunning, E. (1990) Football on Trial. London: Routledge.
  5. Reiner, R. (1985) The Politics of the Police. Brighton: Wheatsheaf.
  6. Sleap, M. (1998) Social Issues in Sport. London: Macmillan.
  7. Taylor, I. (1971) Football Mad: A Speculative Sociology of Football Hooliganism.   In Dunning, E. (Ed.) The Sociology of Sport. London: Frank Cass & Co.
  8. Walvin, J. (1986) Football and the Decline of Britain. London: Macmillan.
  9. Williams, J., Wagg, S. (1991) British Football and Social Change. Leicester:   Leicester University Press.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 خرداد 1388 توسط دکترقاسم رحیمی
تبلیغات
درباره وبلاگ