تبلیغات
مدیریت ورزشی - بررسی استفاده های ابزاری از ورزش در دهه سوم انقلاب اسلامی ایران(1387-1377) قسمت اول

مدیریت ورزشی
برنامه ریزی آوردن آینده به زمان حال است

ورزش یكی از فعالیتهای انسانی است وتقریبا هیچ جامعه بشری رابا هر درجه ای از پیشرفت وعقب ماندگی نمی توان یافت كه در آن ورزش به گونه ای وجود نداشته باشد.بشر در طی اعصار وتمدنهای مختلف خود با این پدیده آشنایی داشته است،هر چند توجه ورویكرد تمدنهای مختلف به ورزش یكسان نبوده است.مثلا توجه برخی از تمدنها از پرداختن  به این پدیده،انگیزه نظامی داشته است.برخی دیگر تنها به منظور پر كردن اوقات فراغت وبه مثابه یك تفریح به آن روی آورده اند،ودر پاره ای از تمدنها هم به عنوان شیوه ای تربیتی به كار گرفته شده است،زیرا اندیشمندان مسایل تربیتی در روزگاران پیشین به جنبه های ارزشی ورزش ونیروی عظیم آن در اجتماعی شدن انسان وبهنجار سازی او وساختن شخصیت متوازن اجتماعی انسان از طریق ورزش  پی برده بودند. ورزش و فعالیت فیزیکی در سلامت روان نیز مؤثر است. مطالعات نشان می دهد که موارد افسردگی، اضطراب و .... در اثر فعالیت فیزیکی بهبود یافته و ورزش به عنوان یک عالم حمایتی در درمان بیماری روانی پذیرفته شده است.از طرفی ورزش و فعالیت جسمانی به همراه رژیم غذایی مناسب، عدم استعمال مشروبات الکلی ودخانیات و انجام مراقبت های دوره ای، در پیشگیری از بیماری ها و رسیدن به بالاترین سطح سلامتی نقش دارند.جدا از جنبه های فردی ورزش، امروزه تاثیر ورزش وفعالیتهای ورزشی بر جامعه یكی از مهمترین موضوعات جامعه شناسی ورزشی می باشد.

در عصر جدید، براثر كوششهای پیگیر دانشمندان ومحققان مسائل تربیت بدنی وورزش كه سعی داشتند بنای علمی واطلاعاتی نظام آكادمیك خود را تحكیم بخشند،برای نخستین بار این امكان فراهم آمدتا به ورزش نگاهی فراگیر وهمه جانبه افكنده شود.در نتیجه با نمودار شدن تدریجی ابعاد سیاسی،اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی ومذهبی ،ازسویی پرداختن به این فعالیت بالنده انسانی با دشواری مواجه شده واز طرف دیگر نادیده گرفتن این ابعاد، این فعالیت انسانی را ناممكن می سازد.

 قلمداد كردن ورزش به عنوان یك نظام اصلی یا فرعی منوط به ارزش اجتماعی واهمیتی نسبی است كه ورزش در یك جامعه خاص از آن برخوردار می باشد.این سخن بدان معنا است كه جوامع در استفاده از ورزش به عنوان یك نظام اجتماعی اهداف مختلفی را دنبال می كنند.برخی جوامع با ورزش به منزله یك نظام جوهری وحیاتی وبنیادین برخورد می كنند.این گونه جوامع به تلقی كردن ورزش به عنوان یك نظام اصلی گرایش دارند.جوامعی هم هستند كه به ورزش با دید یك پدیده غیر اساسی یا غیر جوهری می نگرندوآن را فعالیتی حاشیه ای می دانند كه با مصالح اكثریت قاطع مردم ارتباطی ندارد.این گونه جوامع به تلقی كردن نظام ورزش به منزله یك نظام فرعی گرایش دارند.بررسیها نشان می دهد كه جوامع نوع اخیر،كه به ورزش چنان كه باید بهایی نمی دهند وآن را یك نظام فرعی می شمارند.در شمار كشورهایی هستند كه در رده كشورهای جهان سوم طبقه بندی می شوند(شیخی،1381).

واقعیت آن است كه در تفاوت نگرش به ورزش،ودر نتیجه،تلقی كردن آن به عنوان یك نظام اصلی یا فرعی،چندین عامل دخالت دارد،زیرا ورزش مانند هر نظام اجتماعی دیگر از این عوامل تاثیر می پذیرد.این عوامل به طور مختصر شامل :فلسفه اجتماعی،باورهای دینی،ایدئولوژی حاكم،شرایط اقتصادی،جایگاه تربیت بدنی در نظام آموزشی،موقعیتهای امنیتی واستراتژیك وارزشهای حاكم بر جامعه می باشند.

      یکی از مهمترین ابزارهایی که امروزه دولتهاو ملتها برای تبلیغ خود و کسب نظر مساعد افکار عمومی دنیا در مواقع ضروری استفاده می کنند ابزاری است به نام ورزش . هزینه‌ای که دولت‌ها صرف برگزاری تورنمنت‌های بین المللی در کشور خود می کنند ، هزینه‌ای که برای آماده سازی تیم های ملی برای شرکت در جام‌های جهانی و المپیک و … می شود ، همگی برای ارائه چهره‌ای مثبت از آن دولت و ملت برای جهانیان است . وقتی که كانون توجه تمام آژانس‌های خبری جهان بر روی رقابت های مهم بین المللی ورزشی متمركز است ، هر دولت و ملتی آرزوی شرکت در چنین رقابت‌هایی را می کند . هرچه رشته ورزشی محبوب‌تر و تیم قویتر ، دقت خبرگزاری‌ها بیشتر ، شناخت بیشتر ، و حساسیت مثبت نسبت به آن کشور بیشتر خواهد بود.

     مسلماً در این میان میزان تأثیر افکار عمومی مردم کشورهای مختلف در مناسبات و سیاستهای دولتها به یک اندازه نیست . طبیعی است که میزان تأثیر افکار عمومی اروپا با آسیا فرق دارد.گذشته از موارد فوق شاید مهمترین اهمیت ورزش این است که ورزش امروز تبلور احساسات میهن دوستی و اتحاد مردم یک مملکت است ، در واقع احساس اشتراکی که در بین هواداران یک تیم ایجاد می شود در چیزهای دیگر به سختی نمود پیدا می کند. اگر اغراق نكرده باشیم از این نظر رقابتهای ورزشی بین کشورها ، جایگزین جنگهای نظامی گذشته شده است ،امروزه ورزش به عنوان یکی از جنبه های نرم افزاری قدرت در مقابل جنبه های سخت افزاری آن همچون توان نظامی یک کشور محسوب می شودو خواسته یا ناخواسته احساسات ناسیونالیستی ملتها را تمثیل می کند(سجادی،1379).

     ورزش وفعالیتهای بدنی،به عنوان یك پدیده اجتماعی در خور بررسی وتامل،جایگاه برجسته ای در دو سطح ملی وجهانی به دست آورده است.هیاتها،نهادها،جمعیتها،انجمنها،اتحادیه ها،وكمیته هایی كه به موضوع ورزش می پردازندودر راستای حمایت از فعالیتهای ورزشی،چه در سطح ملی وچه در سطح رسمی كار وتلاش می كنند،خود از جلوه ها ومظاهری از این جایگاه هستند.در صد سال گذشته،براثر شماری از شرایط اقتصادی- اجتماعی و در پی دگرگونیهای فرهنگی- اجتماعی ژرفی كه در خلال این دوره پدید آمد،توجه آشكاری به ورزش نشان داده شدوبا احیای بازیهای المپیك وبر پایی نخستین دور جدید المپیك در سال 1896،ورزش عملا بر اریكه قدرت نشست.نفوذ فرهنگ بدنی به سازمانها ودستگاههای گوناگون اجتماعی،به علاوه عناصر مهمی چون دگرگونی فرهنگی واجتماعی ورشد نیروی كار در جوامع وصبغه اجتماعی گرفتن كار وشرایط زندگی،روی هم رفته در این زمینه اثر گذاشتند.ورزش وفعالیتهای بدنی از مجموع این دگرگونیهاوتحولات تا جایی تاثیر پذیرفتند كه نگرش این عصر و گرایشهای آن به سمت ورزش وفرهنگ بدنی با آنچه در ادوار گذشته بود،بكلی دگرگون شد.زیگلر اندیشمند علوم تربیت بدنی براین باور است كه یك دسته نیروها تاثیر فراوانی در فعالیت بدنی وورزش،به عنوان یك نظام اجتماعی- فرهنگی برجای می گذارند. این نیروها شامل :ارزشها وهنجارها،سیاست،اقتصاد،دین و محیط می باشند(شیخی ،1381).

       در برنامه ریزیهای سیاسی یک کشور.فرهنگ،منابع طبیعی ومواد اولیه،اعتقادات مذهبی،آداب ورسوم ،سوابق قومی، داشتن مرزهای مشترک ونظایر اینها موثر می باشند.ورزش نیز به عنوان یک پدیده اجتماعی وبخشی از نظام تعلیم وتربیت هر جامعه ای می تواند به عنوان یکی از عوامل موثر در شکل گیری سیاستهای داخلی وخارجی هر جامعه ای مطرح گردد،امروزه بیش هر زمان دیگری به نقش ورزش در امور بین المللی وایجاد تفاهم ودوستی بین ملل مختلف دنیا،توجه می شود چرا که ورزش می تواند به عنوان یک ابزارارتباطی موثر و توانا در برقراری ارتباط متقابل بین ملل مختلف مورد استفاده قرارگیرد. در عین حال به عنوان عامل مهمی در نمایش دادن تواناییها وپیشرفت های ملی هر کشور از نقطه نظر بهداشتی،اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی،سیاسی وسایر زمینه ها به جهانیان مطرح گردد(محرم زاده،1375).

     قهرمانان،مربیان،برنامه ریزان ورزشی،برنامه های مسابقاتی،باریکنان ماهر،گروههای ورزشی کوچک وبزرگ وتماشاگران مهمترین اجزا رقابتهای ورزشی می باشند.

      در بسیاری ازکشورها نحوه نگرش دولت به ورزش در توسعه ورزش نقش عمده ای  دارد.نگرش دولت ها می تواند از حمایت فعالانه تا نادیده گرفتن ورزش، در نوسان باشد.ورزش برای دولت مهم است،زیرا فرصت هایی را برای جامعه فراهم می آورد از جمله:

1-     گسترش وتعمیم آداب اجتماعی وفرهنگی در عرصه عمومی.

2-     کسب اعتبار ملی وبین المللی.

3-     تبادل های بین المللی.

4-     تشویق جوانان به مشاركت در فعالیتهای ارزشمند اجتماعی.

5-     رشد سلامت.

6-     بهبودوضعیت تحصیلی،رشد شخصی وگسترش مشاركت در همه سنین.

7-     حمایت از مفهوم تعالی وبازی جوانمردانه.

       به تناسب کمیته بین المللی المپیک در مسایل بین المللی سیاسی نیز وارد می شود.از این امر نباید تعجب کرد زیرا ماهیت جنبش المپیک بین المللی است.باریهای المپیک خود مشوق غرور ملی است،هنگامی که در مراسم افتتاحیه واختتامیه ورزشکاران با لباس تیم ملی خود رژه می روند،پرچم های خود را در مراسم پیروزی به اهتزاز در می آورندوسرود ملی شان را می نوازند.بسیاری معتقدند که تقویت غرور ملی ورسمیت آن بخش مهمی از مسابقات است.لردکیلانتن اظهار داشته است:امکان پذیرنیست که ورزش را از سیاست جدا کرد لکن امکان پذیر است که ورزش را از بهره برداری سیاسی مصون نگه داشت(گایینی،1383).

پی یر دو كوبرتن وتعدادی از دوستان فاضل ومعلم او، در زمانی كه جامعه فرانسه با بحرانهای بسیار شدید سیاسی،اجتماعی وفرهنگی در گیر بود ،كمیته بین المللی المپیك را بنیان گذاری كردند. كوبرتن این سازمان   بین المللی را تاسیس كرد تا از طریق بازی های المپیك به بخشی از این بحرانهای اجتماعی پایان دهد.او مانند بسیاری از متخصصان تعلیم وتربیت زمان خود،عقیده داشت:از طریق ورزش،بسیاری از بحران های اجتماعی قابل حل است.

 

     بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 57 ودر ابتدای حکومت جمهوری اسلامی ایران،اختلافات داخلی، هشت سال جنگ تحمیلی،تحریم های خارجی وافکار ونظرات برخی سیاستمداران حاکم بر نظام مانع نگاه جدی به ورزش وورزش قهرمانی بود.اما پس از جنگ تحمیلی وایجاد ثبات نسبی در داخل کشور،نگاههای جدید مدیریت سیاسی کشور به ورزش باعث ایجاد تحولات در ورزش شد.و ورزش در برنامه ها وسیاست های داخلی وبین المللی کشور جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داد.

     در دوران واقع گرایی وتغییروتحول در ساختارسیاسی کشور،رویکرد به ورزش نیز تغییر کرد.ورزش قهرمانی وحرفه ای در دستور کار سیاستمداران قرار گرفت.در این دوره با نگاهی واقع گرایانه حضور در میادین مهم جهانی و کسب عنوان ومدال با تفکر مطرح شدن در بین کشورهای جهان وخروج از انزوای سیاسی از اهمیت سیاسی خاصی برخوردار شد.ادامه  این تحول با تجدید نظر در برخی رشته های ورزشی ونگاه ویژه حاکمیت به ورزش به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف وبرنامه های خود ارتباط بین سیاست و ورزش را بیشتر نمایان می سازد(سامع، 1386).

اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به دلیل اهمیت مقوله تربیت بدنی و ورزش در زندگی روزمره مردم، بر لزوم توسعه آن در بین آحاد مردم تأكید كرده است، به گونه ای كه برای گسترش ورزش، علاوه بر سازمان تربیت بدنی، كمیته ملی المپیك، فدراسیون ها و هیأت ورزشی، تربیت بدنی وزارتخانه های آموزش و پرورش، علوم، تحقیقات و فناوری، كار و امور اجتماعی، نیروهای مسلح نیز فعالیت دارند.

بالا بودن نرخ رشد جمعیت جوان در جامعه باعث شده است که از ورزش برای حل مسایل سیاسی، مسایل فرهنگی- اجتماعی،مسایل اقتصادی وترویج ارزشهای اخلاقی ومذهبی در بعدداخلی و خارجی استفاده شود. مطالعات وشواهد نشان می دهد كه در جمهوری اسلامی ایران نیز به تناسب وبر حسب موقعیت از ورزش استفاده ابزاری می شود.استفاده ابزاری از ورزش اگر به طور متعادل ودر همه ابعاد باشد،نه تنها به رشد ورزش كمك می كند،.بلكه باعث توسعه سیاسی ،فرهنگی و اقتصادی كشور نیز می شود،همان طور كه بسیاری از كشور های جهان به تناسب از ورزش بهره برداری ابزاری كرده اند.واگر استفاده ابزاری از ورزش در یك بعد جهت گیری داشته باشد،پیشرفت ورزش كشور ودر نتیجه مطرح شدن كشور در ابعاد بین المللی با مشكل دچار خواهد شد.

 هدف این پژوهش آن است که استفاده های ابزاری از ورزش در دهه سوم انقلاب اسلامی بررسی گردد.ا ادامه مطلب را در قسمت دوم پیگیری نمایید.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 خرداد 1388 توسط دکترقاسم رحیمی
تبلیغات
درباره وبلاگ